خرید بک لینک
امروز خیلی خوشحالم نه بخاطر این که با سارا جر و بحث کردم بلکه امروز روزیه که سارا رو بلاخره تونستم بفرستم بیرون از خونه و توانستم از آن پوسته ای که برای خودش درست کرده بود رهایش بدم البته خیلی سخت بود ولی مهم هدف بود که به حمد خدا به این هدف هم رسیدم امیدوارم با همین دست فرمون بره جلو و خودش رو درگیر کار و فعالیتهای مثبت اجتماعی کنه.

امروز هم توانست بره سر کار و چند روزیه تونسته دوست خوبی پیدا کنه و باهاش بره بیرون خیلی خوبه

خدایا شکرت

برچسب: توانستن,توانستن به انگلیسی,توانستن به ترکی,توانستن meaning,توانستن مترادف,توانستن شعر,خواستن توانستن,جملات توانستن,عکس توانستن,خواستن توانستنه, نویسنده: سارا اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 20:41

امروز روز خوبی نبود امروز صبح که بیدار شدم عدسی درست کردم با چای و ظرفا رو شستم و ساعت 8 با بیدار شدن خانمی صبحانه رو خوردم و بدو بدو رفت، سر کار، روز شلوغی داشتیم، باید میرفتیم عکس دندون میگرفتیم، آموزش و پرورش میرفتیم و دانشگاه برای مشکل خانمی و خودم هم که شنبه بود و طبق هر هفته روزای شنبه خیلی شلوغ میشه سرمون. رسیدم کمی از کارها رو پیش بردم و ساعت 9و20 خانمی زنگ زد که 10 مین دیگه با مامانینا پایینه خلاصه جنگی رفتم دونبالشون خوب از اونجایی که یادم رفت دفترچه خانمی رو بو خ دم ببرم عکس دندون کنسل شد و فقط مامانینا رو گذاشتم بیمارستان و بعد رفتیم دانشگاه و ک

برچسب: نویسنده: سارا اکبری‌پور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 22:43

شب طولانی ، یه شام دو نفره، بوی نم هوا و شمع، و از همه مهم تر این که کنار همسر عزیز تر از جانم این شب را به صبح رساندیم.

ممنون سارا جان بابت اولین روز مردی که مثل همیشه عالی بود.

داشتن همسری که آدم رو درک کنه بهترین هدیه است

برچسب: روز مرد 1395, نویسنده: سارا اکبری‌پور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 22:43

امروز بعد از حدود 12 روز که سارا درگیر امتحاناش بود ساعت 11 صبح چهارشنبه 4 تیر ماه تموم شد و با محمد رفت دونبال دانشگاه اون و ظهرم رفتیم خونه مامانینا و بعد از ظهر از سر کار که آمدم یک راست رفتیم دکتر سارا به مونا گفته بود که برامون وقت بگیره ولی وقتی زنگ زد دیدیم نگرفته و منم به سارا گفتم خوب مثل دفعه قبل خودم میگرفتم چرا به دوستت گفتی خلاصه کمی راجبش صحبت کردیم و تموم شد و راجب محمد شروع کردم با سارا حرف زدن که دیدم بازم طبق معمول داره با گوشیش ور میره و اصلا به حرفای من توجه نداره خلاصه جر و بحثمون شدو سارا هم وسط بیمارستان شروع کرد جلو جلو رفتن و بی احترا

برچسب: گلایه محسن ابراهیم زاده,گلایه از روزگار,گلایه,گلایه از دوست,گلایه از خدا,گلایه از زندگی,گلایه های عاشقانه,گلایه داریوش,گلایه چت,گلایه های دلم, نویسنده: سارا اکبری‌پور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 22:43

این روزا دنیا آمده و همش به معمونی بازی هستیم و کای داریم حال میکنیم اولش برای تفریح آمده بود ولی الان تصمیمش به موندن تو جزیره شده و داریم براش کار پیدا میکنیم مسئولیتی که به عهدم هستش در خصوص دنیا خیلی سنگینه و هر ثانیه باید مراقب باشم تا به گلبرگهای زیبایش خطی نیفتت خدارو شاکرم که سارا در کنارم هست در اوج تمام این مشکلات روزمره بودن سارا آرامش خاطرم هست و دلگرمی برای رکاب زدن دچرخه زندگی که این روزها بدجوری تو سربالایی هست و تازه بدونه دنده

برچسب: دنیا جهانبخت,دنیای اقتصاد,دنیا غزل,دنیا,دنیای سوفی,دنیای انیمه,دنیای خودرو,دنیا جهانبخت در ماه عسل,دنیای بازی,دنیای این روزای من, نویسنده: سارا اکبری‌پور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 22:43

این روزا رفیقم خیلی خود خواه شده...

برچسب: سردرد,سردرد بعد از مشروب,سردرد میگرنی,سردرد در بارداری,سردرد تنشی,سردرد سمت راست,سردرد و حالت تهوع,سردرد عصبی,سردرد خطرناک,سردرد شدید, نویسنده: سارا اکبری‌پور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 22:42

این روزا نمیدونم چرا انقدر گله دارم

برچسب: گلهای زیبا,گلها,گلهای آپارتمانی,گلهای تازه,گلهاي رنگارنگ,گلهای جاویدان,گلهای رنگارنگ حمیرا,گله,گلهای بهاری,گلهای زینتی, نویسنده: سارا اکبری‌پور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 22:42

سارا برای گرفتن مدرک کاردانیش رفت تهران ، بعد با بابا ساعت 4 صبح رفت ساری و کلا روز 2شنبه شب و 3 شنبه نبود خیلی سخت بود ولی خوب باید میرفت برگشتش هم خیلی سخت براش گزشت چون پرواز از تهران به کیش نبود و سارا از ساعت 3 بعد از ظهر 9 و نیم شب تو فرودگاه منتظر بود و باز هم پرواز تاخیر داشت و ساعت 11 شب پرید ولی بعد از آمدنش دنیا زیبا شد

برچسب: تنهایی,تنهایی لیلا,تنهایی پر هیاهو,تنهایی عکس,تنهایی یعنی,تنهایی من و خدا,تنهایی شعر,تنهایی به انگلیسی,تنهایی متن,تنهایی دم مرگ, نویسنده: سارا اکبری‌پور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 22:42

صفحه بندی